همه چیز از همه جا
دی کاپریو ،پدیده چند سال اخیر هالیوود که به سرعت پله های شهرت و محبوبیت را راطی کرد ، در یازدهم نوامبر 1972 به دنیا آمد . او بازیگری را در سال 1991 و با حضور در فیلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فیلم پویزن آیوی در سال 1993 ادامه داد و بعد از این دو نقش کوتاه بود که بخت به او روی کرد و هنگامی که برای بازی فیلم زندگی این پسر تست داد و توجه رابرت دنیرو جلب کرد و برای بازی در این فیلم انتخاب شد . به این ترتیب لئوناردو نه تنها نخستین نقش قابل توجهش را در فیلم مطرح بدست آورد بلکه این فرصت را هم پیدا کرد تا در برابر بازیگر محبوبش ، رابرت دنیرو قرارگرفته و از او بسیار بیاموزد . او بلافاصله بعد از این فیلم برای ایفای نقش برادر عقب افتاده جانی دپ در فیلم چه چیز گیلبرت را می خورد ؟ انتخاب شد لئو برای ایفای این نقش چهار روز خودش را دریک بیمارستان روانی زندانی کرد و تلاش زیادی برای اجرای بهتر آن انجام داد که حاصل بازی درخشانش نامزدی جایزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازیگر نقش مکمل بود. بسیاری این فیل را درخشانترین کار او در بین 13فیلمی که تا به حال بازی کرده می دانند .او پس این علیرغم اعتباری که نامزدی جایزه اسکار برایش به ارمغان آورده بود چند سالی در دوران افول را می گذراند و درچند فیلم بی ارزش و کم فروش ظاهر شد که در این تنها استثنا فیلم چابک دست مرده ساخته سم ریمی (1996) است . او در این فیلم نقش هفت تیر کش جوانی را در برابر شارون استون بازی می کند و در اواخر فیلم توسط پدرش که کلانتر است (جین هکمن) کشته می شود . شارون استون او را برای بازی در این فیلم پیشنهاد کرد و اولین رویکرد او به سینمای تجاری هالیوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار دیگر رابرت دنیرو به سراغ دیکاپریو می آید . اوکه تنها تهیه کننده فیلم اتاق ماروین است در آن بازی هم می کند ، نقش یک جوان شرور و غیر قابل کنترل را به او پیشنهاد می کند این فیلم یکی ار کارهای قابل توجه لئو است که در برابر بزرگانی چون مریل استری ،دایان کیتون و دنیرو بازی درخشانی ارائه داد.

سرانجام در سال 1997 لئو دو بازی در دو فیلم رومئو و ژولیت شکسپیر و تایتانیک تبدیل به محبوبترین و گرانترین بازیگر جهان می شود . رومئو و ژولیت اثر غیر متعارف و برداشتی پست مدرنیستی ازداستان معروف شکسپیر است که در یمن کارگردانی خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازی خوب لئوو کلر دنیز به موفقیت زیادی رسید. هنوز موج موفقیت این فیلم فروش نکرده بود که تایتانیک جیمز کامرون عالم سینما را زیر و رو کرد. لئو در کنار کیت وینسلت تصویر حماسه عظیم کامرون شد تا با استفاده از موفقیت فراوان هنری و تجاری فیلم به اوج برسد . دیگر تمام جهان لئو را می شناختند و تنها نام او کافی بود که میلیونها نفر را به سالن های سینما بکشد . پس از تایتانیک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فیلم مردی با نقاب آهنین اکران شد که فیلمی متوسط بود . دیکاپریو هم علی رغم بازی در دو نقش تقربیبا متضاد بازی متوسط داشت.

یکی از آخرین فیلم های دیکاپریو شهرت ساخته وودی آلن است. او در این فیلم نقش کوتاه یک بازیگر جوان و محبوب هالیوودی را دارد که به نوعی هجو خود اوست . به هر حال حتی با وجود شکست نسبی دو فیلم آخرش او هنوز در اوج است و تبدیل به اولین بازیگری شده است که دستمزدی بالای 20 میلیون دلار به او پیشنهاد شده است، آن هم با این سن و سال کم




--------------------------------------------------------------------------------

لئوناردو دیکاپریو(جک)

نام تولد:لئوناردو ویلهلم دی کاپریو

قد: ۱۸۵

ملیت:امریکایی

تاریخ تولد:۱۱ نوامبر1972

مکان تولد: هالیوود کالیفرنیای امریکا

نامزدیهای نافرجام:گیسله بانداچن(مدل برزیلی)

کریستین زانگ(مدل بین سالهای ۹۶ تا ۹۷)

ونسا هایدن(مدل)

پدر: جورج دی کاپریو(فروشنده کمیک استریپ)

مادر:ایرملین دی کاپریو(منشی دادگاه)

خواهر: ادام(سابقا هنرپیشه بوده)

نام مستعار: لئو

شروع شهرتش: نقش توبی در زندگی این پسر (سال ۱۹۹۳)

در بین ساخت فیلم ساحل (۲۰۰۰) در سواحل تایلند لئوناردو و سایرین به همراه عوامل فیلمبرداری در کشتی در کشتی مشغول ساخت فیلم بودند که دچار موج سهمگینی شده و واژگون می شوند می شوند این حادثه که در ??اپریل سال ???? هیچ یک از عوامل فیلم را دچار سانحه نکرد

اولین نقطه شروع کار اجتماعی او واولین بازی که توسط اجتماع دیده شد برای یگهی شیر بود

مقام ۷۵را در لست صد ستاره همیشه سینما در تاریخ اکتبر ۹۷ از سوی مجله امپایر (چاپ انگلستان) به دست اورد.

توسط مجله پیپل در سال ۹۷ به عنوان یکی از ۵۰ چهره زیبای جهان انتخاب شد.

در مارچ ۱۹۹۸ به علت چاپ تصاویر نامناسب از او توسط خانمی مدل پایش به دادگاه کشیده شد

نقش روبین در فیلم افسانه تخیلی بتمن و رابین به او پیشنهاد شده بود که انرا رد کرد

پدرش فروشنده کتابهای کمیک بود.

س از دعوایی که بین دی کاریو و نویسنده فیلم نامه ای به نام روجر ویلسون در گرفت. دادگاه دی کاپریو را به پرداخت به پرداخت ۴۵ میلیون دلار محکوم کرد

قرار بود در فیلم دانشجوی هاروارد بازی کند اما این فیلم کم بودجه از دادن دستمزد بسیار زیاد او ناتوان بود بنابراین شخصی به نام ادریان گریند جایگزین وی شد.

در ژانویه ۱۹۹۹ اجازه این مطلب را گرفت تا استفاده از اسم او دارای حق کپی رایت شود.

وقتی لئو در رحم مادرش بود مادر وی در مقابل یک تابلوی نقاشی از لئوناردو داوینچی بود که این بچه شروع به لگد زدن می کند این نشانه ای شد تا مادرش نام لئوناردو را برایش انتخاب کند.

پدرش یک ایتالیایی امریکایی بود مادرش المانی امریکایی است

در دوران کودکی دوست و همبازی توبی مگوایر(مردانکبوتی) و کریستو زپتی بود که پتی چندی پیش در گذشت.

کودکی را در محله پست و ناجور گزراند.

پدرش اندکی بعد از تولد او و مادرش را تنها گذاشت.

دستمزد

خاطرات بسکتبال سال ۹۵ مبلغ ۱ میلیون دلار

تایتانیک سال ۹۷ مبلغ ۵/۲ میلیون دلار

ساحل سال ۲۰۰۰ مبلغ ۲۰ میلیون دلار

دارودسته های نیویورک سال ۲۰۰۲ مبلغ ۱۰ میلیون دلار به اضافه درصدی از فروش

اگه می تونی منو بگیر ۲۰۰۲ مبلغ ۲۰ میلیون دلار

کیت وینسلت او گفته: دی کاپریو عین بچه هاست ولی تا با او صحبت نکنید حس نمی کنید بزرگ شده

جمله معروف: مردم می خواهند تو را دیوانه ببینند? انها نمی خواهند قهرمان مشاهده کنند? انچه انها می خواهند سقوط توست.

اولین فیلم: نقش جاش در کریترز۳ سال ۱۹۹۱

اخرین فیلم:پروژه هنوز نامگذاری نشده اسکندر(۲۰۰۵)

از فیلم ها:گیلبریت گریپ چه خورد ؟ چابک دست مرده٬ مردی با نقاب اهنین٬ شهرت٬ رمئو ژولیت

به یاد ماندنیترین نقش: نقش جک در تایتانیک مقابل کیت ینسلت (۱۹۹۷)
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:39  توسط سبحان | 
نام خود را به عنوان یکی از انعطاف پذیرترین فوق ستارگان عصر جدید هالیوود به ثبت رسانده است. بازیگری که هیچ گاه قابل پیش بینی عمل نمی کند و نقشهایی را می پذیرد که هم منتقدان و هم بینندگان را شگفت زده می کند.
دپ که در سن ۱۵ سالگی تحصیل را به هدف خوانندگی موسیقی راک رها کرده بود با نقل مکان به لس آنجلس و به لطف نیکلاس کیج با بازی در فیلم "کابوس خیابان الم" (۱۹۸۴) پا به عرصه سینما گذاشت. هنرنمایی در مجموعه تلویزیونی "خیابان ۲۱ جامپ" (۱۹۸۷) او را به مرز ستارگی رساند.
تیم برتن کارگردانی بود که با استفاده از جانی در فیلم "ادوارد دست قیچی" (۱۹۹۰) توانایی های او را به رخ جهانیان کشید. این دو در فیلم "اد وود" (۱۹۹۴) یک بار دیگر نیز با هم همکاری کردند و تحسین همگان را برانگیختند.
عده بسیاری معتقدند تنها دپ می توانست نقش کاپیتان جک اسپارو را در فیلم "دزدان کارائیب: نفرین مروارید سیاه" (۲۰۰۳) آن طور که باید ایفا کند.
آخرین اثر جانی دپ هم اکنون از همین مجموعه می باشد که فروش قابل توجهی تا کنون داشته.
جانی دپ در سال ۱۹۸۳ با لوری آنی الیسن ازدواج کرد و دو سال بعد از هم جدا شدند. او هم اکنون همسر ونسا پارادیس خواننده و بازیگر فرانسوی می باشد که صاحب دو فرزند نیز می باشد.

جوایز مهم:

  • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۰ برای فیلم " Finding neverland " به عنوان بهترین بازیگر نقش اول.

  • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۴ برای فیلم "دزدان دریایی کارائیب" به عنوان بهترین بازیگر نقش اول.

  • دریافت جایزه امپایر (انگلستان) در سال ۲۰۰۴ برای فیلم "دزدان دریایی کارائیب"

  • نامزد دریافت کایزه گلدن گلوب در سال ۲۰۰۵ برای فیلم  "Finding neverland "

  • نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال ۱۹۹۵ برای فیلم "اد وود" به عنوان بازیگر.

لازم به ذکر است که فیلم "دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه" (۲۰۰۳) با فروش ۶۵۳۲۰۰۰۰۰ دلار پرفروش ترین فیلم جانی بوده که دستمزد او هم ۱۰۰۰۰۰۰۰ دلار بود.

  • کوتاه و گویا از جانی دپ:

  • در سال ۱۹۹۵ توسط مجله امپایر به عنوان یکی از صد ستاره جذاب تاریخ سینما انتخاب شد.

  • در سال ۱۹۹۵ به عنوان جذاب ترین ستاره مرد سینما انتخاب شد.

  • او می خواست بعضی از دندان هایش برای فیلم "دزدان دریایی کارائیب" (۲۰۰۳) رو کش طلا بشوند. ولی می دانست که کارگردانان با این موضوع موافقت نخواهند کرد. بنابراین رفت و تعدادی بیشتر از آنچه باید را روکش کرد. سپس دندانهایش را به کارگردانها نشان داد و آنها از او خواستند تعدادی از روکش ها را در آورد. بنابراین جانی دپ تعدادی از روکش ها را در آورد.

  • در سال ۲۰۰۳ در مجله people به عنوان جذابترین مرد زنده انتخاب شد.

  • تمام صحنه هایش در فیلم "روزی روزگاری در مکزیک" (۲۰۰۳) را در ۹ فیلم روز فیلمبرداری کرد ولی بعد از اینکه کار تمام شد نمی خواست آنجا را ترک کند. بنابراین به رابرت رودریگوئز پیشنهاد کرد که یک نقش کوچک (در صحنه ای که آنتونیو باندراس در کلیسا با کشیش حرف می زند) بازی کند و از تاثیر مارلون براندو بر روی خود در این نقش استفاده کند.

  • دخترش که لیلی رز ملودی دپ نام دارد از ازدواج با ونسا پارادیس که در ۲۷ می ۱۹۹۹ متولد شد.

  • ژانویه ۹۹ به علت درگیری با یک خبرنگار پاپاراتزی مقابل رستورانی دستگیر می شود.

  • در آلبوم راکی از گروه موسیقی انگلیسی اُآسیس نوازنده گیتار لیداسلاید در تراک fade in out بود. زیرا نوازنده گیتار لید گروه در اثر زیاده روی در نوشیدن مشروب قادر به اجرای برنامه نبود بنابراین از رفیق صمیمی اش دپ دعوت به همکاری نمود.

  • به خاطر تخریب یک آپارتمان در نیویورک در سال ۹۴ دستگیر شد.

  • با شرلین فین، جنیفر گری و وایونا رایدر نامزد بوده.

  • وقتی با واینونا رایدر سر صحنه فیلم ادوارد دست قیچی نامزد می کند winona forever را روی شانه اش خالکوبی می کند و پس از جدایی n و a را حذف کرده و جمله واینونا برای همیشه به wino forever تبدیل می شود.

  • در گروهی به نام the kids نوازنده گیتار بود.

  • اخیرا در گروهی با عنوان p به نوازندگی می پردازد و در فیلم شکلات ۲۰۰۲ هم آهنگسازی کرد.

  • همچنان در هتلی زندگی می کند و خانه یا ماشینی ندارد.

  • سال ۹۸ به اتهام ضرب و شتم در ونکوور کانادا یک شب زندانی شد.

  • به خاطر لباس های جین پاره ای که می پوشد معروف است.

  • مدتی از طریق تلفن خود نویس می فروخت.

  • سال ۹۴ به علت تخریب یک هتل راهی زندان شد.

  • به گفته خودش یکی از بزرگترین اشتباهاتش بازی در فیلم "به دنبال ناکجا آباد" بوده.

  • رابرت دنیرو در مورد او گفته: بدون جانی سینما یه چیزی کم داشت.

  • جمله های معروف:

  • تا ۲۷ می ۱۹۹۹ هر آنچه که انجام داده بودم یک جور خیال باطل بوده، بودن بدون زندگی کردن و سرانجام تولد دخترم به من زندگی بخشید.

  • آمریکا گنگ است. مثل یه توله سگ گنگ و لال که دندان های بزرگی دارد و می تواند گازت بگیرد و به تو صدمه بزند. دختر من چهار سالش است و پسرم یک سال دارد. دوست دارم آنها آمریکا را مثل یک اسباب بازی شکسته ببینند. دلم می خواهد آن را بررسی کنند این ور و آن ورش کنند و بعد هم ترکش کنند و بروند.

  • صادقانه بگویم من جایزه را موثر می دانم. ولی جوایز برای من به این اندازه ارزش ندارند که یک پسر بچه ده ساله را ببینم که می گوید من عاشق کاپیتان جک اسپارو هستم... این برای من جادویی و سحرانگیز است


با نام جکسون کریستوفر دپ متولد 9 ژوئن 1963 در آنسبورو کنتاکی ،بزرگ شده در میرامار فلوریدا دانش آموخته دبیرستانی در میرامار فلوریدا. اخراج ازدبیرستان در سن شانزده سالگی . تشکیل گروه راک در سیزده سالگی نوازنده گیتار.

با دیدن جانی دپ در نخستین فیلم هایش ماند بچه ننه بسیاری جذب اجرایش شدند. ولی معدودی اظهار داشتند که این مرد جوان یکی از عالیترین بازیگران و ستارگان نسلش خواهد شد . همه نمی توانستند از گستره پتانسیل ،هیجانات و شخصیت پردازی اش آگاه شوند. حدود پنج سال پس ار بچه ننه او را در دون ژوان مارکو جفت مارلون براندو و نه کمتر از او می بینیم. موفقیت او از جهات مختلف در هالیوود معاصر که به خشونت و جلوه های ویژه در فیلم هایی مشخص شده با اهمیت بسیاری به مردانگی شخصیت ستارگانی مانند استالونه و شوارتزینگر اشتهار دارد. عجیب به نظر می رسد پرسونای او بر روی ملاطفت ،حساسیت ،آسیب پذیری و عاطفه به همان اندازه ظرافت جسمی متمرکز شده است. این موضوع در بچه ننه آشکار بود ولی بیان قطعی خود را در ادوارد دشت قیچی که همان سال ساخته شد به دست آورد .

پرسونای دست قیچی با بافتی محکم تر در دو فیلم سال 1993 در بنی و جون و چه چیز  گیلبرت گریپ را می خورد ؟ گسترش یافت. هم فکرترین کارگردان خود را به غیر از برتون یافت.

لاسه هالستروم فیلم سازی است که با حس ظریف دپ جفت و جور است.

سه فیلم کاگردانی شده در 1994 و 1995 اجراهای شگفت آوری را بدون هیچ خیانتی به کیفیت و ارزشی پرسونای اولیه اش در بر دارد. آخرین فیلم این دسته لحظه ای از زمان فیلم ابلهانه و ظاهر قریبی است که ارزش استعداد دپ را ندارد. ادوود و دون ژوان دومارکو به همراه گیلبرت گریپ ممتازترین فیلم هایی است که دپ در آنها بسیار دور رفته. ادوود را تیم برتون دوباره پیوند داد و آنها با همکاری یکدیگر شخصیتی را رشد دادند که پرسونای دست قیچی را هم بزرگ می کرد و هم توسعه می داد. در ادوود برتون دپ مضحک،رقت آور ،غم انگیز در عین خال به طرز عجیبی الهام بخش است. دون ژوان دوماکوی دپ در برخی مسیرها کاملا با ادوودش به طور قابل توجهی به همان اندازه جسورانه است. دون ژوان دپ به وسیله تقابل با دون جیوانی حدودی گیج کننده است که قراردادهای فرهنگی دست و پاگیر را زیر پا می گذارد. او در آن واحد هم قهرمان و هم ضد قهرمان اپرا است . دون ژوان دپ با ادوود از این جهت متفاوت است که او قربانی توهم است. او حقیقتا زندگی مردم را تغییر می دهد. این فیلم به زیباترین شکل پایه های اساسی جذابیت و پیچیدگی پرسونا،تقاضای آشکار و قوی ترکیب شده با زنانگی بنیادی بالقوه بسیار زیاد آشکار می کند.

البته ار بازی زیبا و کمدی او در دزدان کارایوئیپ نمی توان گذشت او به خاطر این فیلم کاندیدای اسکار بهترن بازیگر مردشد که البته جایزه به او نرسید. جدیدترین فیلم او چارلی و کارخانه شکلات سازی است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:38  توسط سبحان | 

اگر چه او خودش را به عنوان یک بازیگر دراماتیک ثابت کرده است ، اما عملا نقش های اثر گذار خود را در قالبهای کمدی رمانتیک سالهای 80 تا 90 ارائه داده است و در این راه از موهای بلوند و چشمان آبی و لبخندهای خاص خود کمک فراوانی گرفته است او کارش را با تلویزیون آغاز کرد اما با پرفرمانس عالی اش در کمدی موفق 1989 وقتی هری سالی را ملاقات کرد به محبوبیت می رسد . مگ دختر یک مدیر بازیگریابی بود که در نوامبر 1961 در فیر فیلد کانکتی کات متولد  و در نیویورک بزرگ شد دانش آموخته رشته روزنامه نگاری از دانشگاه نیویورک است و برای تامین هزینه کلاسهای شبانه خود به بازیگری تغییر رشته داد تا بتواند پولی به دست بیاورد پس به کمک مادرش نقش کوتاه در سریالهای تلویزیونی به دست آورد و بعد از آن در اولین فیلم سینمایی خود را با نام ثروتمند و مشهور بازی کرد در این ساخته 1981 که آخریت اثر جورج کیوکرکارگردان بود ،رایان نقش دختر کندیس برگن را ایفا کرد و آنقدر خوب ظاهر شد که کارگردان مدعی شد می تواند نقش طولانی تری را با خیالی راحت به او بسپارد. یک اتفاق  و یک شانس او را به بازی در درام آنگونه که دنیا می چرخد کشاند که دو سال یعنی 1982 تا 1984 ادامه پیدا کرد و مگ رایان چهره و نام خودش را جا انداخت . پس از بازی در امیتی ویل به نقش همسر گوسی «آنتوتی ادوارز»در تاپ گان 1986 ایفای نقش می کند و اگر چه نقشش بسیار کوتاه بود ،اما موفقیت سراسری فیلم این امکان را برای به وجود می آورد تا پیشنهادات به سویش سرازیر شود. درادامه همان سال در فضای درون بازی کرد یک کمدی که در آن نقش نامزد دیس کواید را ایفا می کرد . اما  این رابطه عاشقانه در خارج از عالم سینما به واقعیت پیوسته بود و آن دومین بازی در (D.O.A) در سال 1991 ازداج می کنند در 1989 رایان نقش ماندگار سلی آلبرت را در کمدی رمانتیک وقتی هری سالی را ملاقات کرد ایفا می کند ، فیلم ساخته راب راینر بود و به موفقیت عظیمی دست پیدا کرد . در ادمه همین سال ،مقابل تام هنکس فیلم De versus Valcano را بازی می کند و گرچه فیلم موفقیت تجاری و نقدهای مثبت فراوانی به دست می آورد اما ثابت می کند که این اصلا همکاری متقابل رایان و هنکس است که در سینما خوب جواب می دهد. پیش از آنکه رایان دوباره در کاری با هنکس ظاهر شود در یک درام ضعیف به نقش همسر موزیسین جیم موریسون که به اعتیاد دچار شده در فیلم Thedors ساخته الیور استون بازی می کند و به خاطر این پرفرمانس خود نقدهای مثبتی را نصیب می برد و نشان می دهد که می تواند نقش هایی به دور از فضای کمدی را هم ایفا کند. او این تجربه را در کار سیاه گوشت و استخوان (93) نیز تکرار کرو و به خاطرش توانست مورد تحسین واقع شود، اگر چه حضورش مقابل شوهرش کواید در این فیلم به مذاق تماشاگران خوش نیامد.

همان سال رایان دوباره به فضای کمدی رمانتیک بازگشت و مقابل تام هنکس در تجربه مشترک دیگری به نام بی خوابی در سیاتل بازی کرد. برای این نقش نامزد دریافت جایزه گلدن کلوب و پس از آن در کمدی رمانتیک دیگری به نام آی کیو ظاهر شد . سال 94 همراه بود با نقش های کمدی رمانتیک بیشتری ، او آن سال در بازگرداندن به نقش همسررابرت داونی جونیور ایفای نقش می کند و همزمان بازی دروقتی مردی ،زنی را دوست دارد نیز می پذیرد. که در آن نقش یک الکلی  را ایفا می کرد. او در چرخش اساسی در 1996 به نقش یک ارتشی در زیر آتش بازی می کند که آن نیز با استقبال روبرو می شود . رایان سال 98 دوباره مقابل تام هنکس قرار گرفته و به بازی در تو نامه دادی می پردازد.فیلم یک کمدی رمانتیک دیگر بود که رایان را به حیطه موفقیت آمیز گذشته باز می گرداند و هم منتقدین و هم تماشاگران آن را می پسندند. همان سال نقشس بسیار موفق را مقابل نیکلاس کیج در درام شهر فرشتگان ایفا می کند ولی هر چقدر این کار به دل تماشاگران می نشیند نقش بعدی او در قاراشمیش به عنوان یک رقصنده تحسینی بر نمی انگیزد. سال 2000 با بازگشت رایان به عرصه کمدی همراه بود که همراه با لیزا کارو دایان کیتون در hanging up آن را به نمایش می گذارد و همچنین تریلر روح گمشده را نیز بازی می کند.

از طرف دیگر زندگی خصوصی او دچار اختلال می شود و شائعه ازدواجش با راسل کرو که با هم در اثبات زندگی بازی داشتند قوت می گیرد. رایان و همسرش اقدام به طلاق می کنند . جالب آنکه در آن فیلم رایان قصد دارد تا به کمک راسل کرو به نجات همسرش بر بیاید و لی در زندگی واقعی چنین نمی شود.سال 2001 رایان برای مدتی کوتاه از آثار پر هزینه دوری می کند و به پروژه کم سر و صدای به نام در طبیعت و حوش نیلی های سفید تایلند که یک مستند جانوری بود حضور می یابد. اما این بازی سکوت دیری نمی یابد و او با کمدی رمانتیک کیت و دلئوپولد همراه با هیوجکمن بازی می کند. در سال 2002 به همراه تیمی از بزرگانی چون وپی گلدربرگ ،دایان لین،و تری گار و هالی هانتر در جستجوی دبرا ویگز را بازی کرده و توسط روزانا آرکوئت کارگردانی شده بود. پس از مدتی کنارگیری از سینما در لبه به صحنه باز می گردد. تریلری که در جشنواره فیلم تورنتو مورد تحسین واقع می شود. از آخرین کارهای او می توان به جکی کالین اشاره کرد که یک زن میشیگانی است که مدیر موفق بوکس می شود. فیلم برداشتی از یک ماجرای واقعی است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:36  توسط سبحان | 
نام اصلی : جنیفرلین لوپزJennifer Lynn Lopez / لقب : جی لو / قد : cm 168
جنیفر لین لوپز در24 جولای 1969 در بخش گسل هیل در جنوب برونکس متولد شد . 2 خواهر دارد ،خواهر بزرگتر لسلی 34 ساله خانه دار و خواهر کوچکتر لیندا 30  ساله مشاور امور تفریحی کانال 11 نیویورک می باشد.



آرزوی همیشگی جنیفر این بود که سوپر استاری پر کار شود.

والدین جنیفر (مادرش) گوآدالوپ رودریگرز و ( پدرش ) دیوید لوپز هر دو در شهر پونس پورتوریکو ، دومین شهر بزرگ پورتوریکو متولد شدند . هردو ( پدر و مادرش ) در کودکی به ایالات متحده آمدند و زمانی که در نیویورک زندگی می کردند با هم آشنا شدند . با وجود اینکه جنیفر از نژاد پورتوریکویی است ولی والدین مادربزرگ پدریش اروپایی هایی بودند که در جزیره پورتوریکو اقامت داشتند .



 

جنیفر از کودکی به موسیقی های ملل مختلف علاقه داشت . به خصوص به ریتمهای Afro-caribbean مانند : ( salsa ) سالسا ، مرنجو ( meringue ) و باچاتا (bachata ) و شاخه های اصلی موسیقی مانند پاپ ( Pop ) هیپ هاپ ( Hip hop ) و آراند بی ( R&B ).

وی با وجود عشقش به موسیقی به صنعت فیلم هم علاقه نشان می داد . فیلم موزیکال ریتامورنو (Moreno Rita) که در سال 1961 ساخته شده بود تاثیر عمیقی بر او گذاشت .

جنیفر در سن 5 سالگی به کلاسهای آموزشی رقص وموسیقی رفت و جدای از این برنامه ها در یک مدرسه مذهبی کاتولیک دخترانه مشغول به تحصیل بود. او 8 سال در این مدرسه که خانواده مقدس نام داشت درس خواند وبعد از 4 سال در دبیرستان پریستون ( Preston ) تحصیل کرد وفارغ التحصیل شد . او در مدرسه ورزشکار قابلی بود. رشته ورزشی که در مدرسه کار می کرد تنیس و ورزشهای مربوط به دو و میدانی بود .

لوپز در 18 سالگی از پدر ومادرش جدا شد. در آن زمان دریک موسسه حقوقی مشغول به کار بود و شبها نیز به انجام حرکات موزون ( !!! ) می پرداخت . پس ازآن پیشنهاد بازی در نقش Fly girl در کمدی فاکس هیت در برنامه In living color به او داده شد. پس از دو سال کار هنری در برنامه In living color همچنان به کار رقص ولی این بار در گروه مشهور جنت جکسون (Janet Jackson ) ادامه داد .

اولین فیلم او گری گوری نوا خانواده من است (Gregory novas my family ) در سال 1975 است و شغل بازیگری او زمانی استحکام یافت که در سال 1997 نقش سلنا کوئینتا نیلا (Selena Quintanilla ) خواننده معروف را بازی کرد.



همسران :
اوجانی نوآ 22 فوریه 1997 تا ژانویه 1998 – ( طلاق )
گریس جود 29 سپتامبر 2001 تا 26 ژانویه 2003 – ( طلاق )
مارک انتونی 5 ژوئن 2004 – ( تا زمان ترجمه این مطلب که حرفی از طلاق بینشون نبوده ! )

بد نیست این را هم بدانید که جنیفر در مجله People ( 1997 ) به عنوان یکی از 50 فرد زیبای جهان شناخته شد. باشگاه بدن سازی به او لقب گیتار داده بودند چون بدنش قوسی شبیه به گیتار داشت !

در جشن فیلم سلنا ،28 اکتبر 1996 در سان انتونلو، جنیفر این ستاره سینما و موسیقی با یک اتفاق عشقی غیره منتظره مواجه شد . زمانی که دوست پدرش اوجانی نوآ میکروفن رابه دست گرفت و در حالیکه یک حلقه جواهر مریکوس کات بزرگ را در دست داشت در میان جمع به او پیشنهاد ازدواج داد! جنیفر نیز بلافاصله به او پاسخ مثبت داد. ( مثل اینکه خودش منتظر بوده ! )

او برای آموزش حرکات موزون ( !!! ) به مانهاتان (Manhattan) نقل مکان کرد وشبها در استودیویی که تمرین رقص می کرد می خوابید.

شایع شده که او بدنش را 1 میلیارد دلار بیمه کرده وتحت حمایت 300 میلیون دلاری از طرف بیمه است.( دسامبر 1999 )

لوپز و دوست پسرش Puffy در ارتباط به یک کلوپ شبانه تیراندازی دستگیر شدند . پلیس آنها را با یک اسلحه دزدی دستگیر کرد. اما از جنیفر رفع اتهام شد و از زندان آزاد گردید . دسامبر( 1999)

مادرش در وچستر Westchester کانتری نیویورک معلم مدرسه است .

او و دوست پسرش Puffy در 14 ژانویه 2001 اعلام کردند که به دوستی خود خاتمه بخشیدند او اولین بازیگر زن آمریکای لاتینی است که بالا ترین دستمزد را برای بازی در نقش selena در فیلم طراحان عروسی 2001 ( wedding planner ) به خود اختصاص داد که مبلغی برابر 1 میلیون دلار می باشد. او این فیلم وآلبوم (Hitnomberone ) را در یک هفته ( به طور همزمان ) کارکرد. ( یه لقمه نون چی کارا که نمیکنه ! )

جنیفر با همسرش گریس جود ( Gris Judd ) زمانی که کلیپ برای عشق قیمتی نیست را اجرا می کرد ، آشنا شد . آنها جشن کوچکی برای ازدواج خود ترتیب دادند که در خانه ای در لوس آنجلس برگزار شد و 170 نفر مهمان داشت .

بدنش به عنوان زیباترین اندام در مجله انگلیسی Celebrity Bodies شناخته شده است.






او یک رستوران کوبایی جدید به نام Madres مادرس در پاسادنا Pasadena کالیفورنیا افتتاح کرده و صاحب خانه ای به ارزش 1/9 میلیون دلار در سواحل میامی است و همسایگان دیوار به دیوار او روبین و تری گیپ هستند وخانه ریکی مارتین 7 بلوک با خانه جنیفر فاصله دارد .

سومین آلبومش این من هستم ... وبعد (This is me … them ) را در 26 نوامبر 2002 به پایان رساند.

در اکتبر 2002 با بن افلک نامزد کرد. گفته می شود جنیفر اصلاً مشروبات الکلی مصرف نمی کند.

همسر سابقش گریس جود و نامزد سابقش بن افلک در یک روز متولد شده اند . بن سه سال از گریس کوچکتر است. جنیفر در 20 ژانویه 2004 نامزدیش را با بن افلک به هم زد.

او اشعار ترانه Dear Ben)) بن عزیز را برای نامزدش بن افلک سروده بود تا به او بگوید که چقدر عاشقش است .
آوریل 2004 زمانی که با بن افلک نامزد بود در مصاحبه ای اعلام کرده بود که پس از ازدواج با نام افلک به کار هنری و حرفه ای خود ادامه خواهد داد ولی این اتفاق هیچ گاه نیفتاد چون در فوریه 2004 نامزدیش را با بن افلک به هم زد .
نظرات شخصی :
پاسخ اودر مورد اینکه زمانی که در مورد خودش شایعاتی می شنود چه عکس العملی نشان می دهد : به آن می خندی ،گاهی مواقع کمی ناراحت می شی ، می زاری تموم شه چون تو یه انسانی. ( اگوست 2000)
در پاسخ اینکه چه زمانی احساس ناامنی می کند گفته است : زمانی که آماده نیستم اما هیچ وقت این اتفاق نیفتاده است .
واقعا به انتقادهای مردم بی توجهم .
از قوزک پاهایم ناراضی نیستم ،واقعا درخشان هستند .
همه ما در طول زندگی به عشق مبتلا می شویم وتاثیرات عشقهای از هم گسیخته را می چشیم ، من کمی احسساتی تر از بقیه ام، واین اتفاق برایم ناراحت کننده است. من به مردم می گویم ولی هیچ کس گوش نمی کند .
همیشه وحشت زیادی از مرگ یا بیمار شدن دارم وچیزی که از آن می ترسم تنها شدن است به خاطر همین به دنبال نور ( چراغ ) می گردم ، آن وقت فکر می کنم تنها نیستم .
ترس از تنها شدن سراسر وجود مرا فرا گرفته است
.
دستمزدها :
1-Monster – in - law (2005) 15 میلیون دلار
2 -زندگی ناتمام (2004) 15 میلیون دلار
3-افتخار رقصیدن با شمارا دارم (2004) 15 میلیون دلار
4- Jersey girl (2004) -4 میلیون دلار
-5 گیگیلی (2003) 12میلیون دلار
-6- Maid در مانهاتان( 2002 )12 میلیون دلار
-7 کافی است( 2002 )10 میلیون دلار
-8 چشمان فرشته ( 2001 ) 9میلیون دلار
9 -طراحان عروسی (2001) 9 میلیون دلار
-10 سلول (2000 ) 4میلیون دلار
-11 مورچه ها ( 1998 ) 50 هزار دلار
-12 خارج از برنامه ( 1998 ) 2 میلیون دلار
-13 تو بچرخ ( 1997) 1 میلیون دلار
-14 انا کندا Anaconda( 1997 ) 1 میلیون دلار
-15 سلنا ( 1997 ) 1 میلیون دلار
-16 خون وشراب ( 1996 ) 250 هزار دلار
-18 خانواده من ( 1995) 50 هزار دلار
17-چک ( 1996 ) 200 هزار دلار
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:35  توسط سبحان | 
سال تولد: 1964

مونیکا بلوچی
 
 سال تولد: 1964
 
 مونیکا بلوچی، مانکن مد، مدل عکاسی و بازیگر، متولد سپتامبر سال ۱۹۶۴ در یکی از روستاهای ایتالیاست. پس از اتمام تحصیلات متوسطه برای ادامه تحصیل در رشته حقوق به شهر می‌آید. برای کمک هزینه تحصیل به صورت آزاد مانکنی مد پیشه می‌کند و بعد از مدتی تحصیلات دانشگاهی را رها می‌کند تا تمام وقت به این کار بپردازد.
 
 چهره خاص ایتالیایی - شرقی او باعث می‌شود که تهیه‌کنندگان به عنوان بازیگر از او دعوت به همکاری کنند. اولین حضور هالیوودی او در نقش عروس دراکولا در فیلم دراکولای برام استوکر فرانسیس فورد کاپولا بود. درخشش جهانی بلوچی اما با فیلم مالنا جوزپه تورناتوره رخ داد، باوجود این که مالنا نام بلوچی را جهانگیر کرد او پس از آن نتواست به شایستگی از نامی که به دست آورده استفاده کند، و مدل عکس‌های نیمه برهنه بودن را به پیگیری جدی‌تر هنرپیشگی ترجیح داد.
 
 
 
 مونیکا بلوچی اکنون همسر هنرپیشه‌ای فرانسوی است و یک دختر به نام دیوا دارد

frg

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:32  توسط سبحان | 
همه چیز درباره یانگوم (بازیگر سریال جواهری در قصر )

لی یانگ ا متولد 31 ژانویه 1971 در سئول هنرمند معروف کره جنوبی است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق و کشورهای جنوبی آسیا .
زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد لقب بانوی اکسیژن را کسب کرد . در سال های اخیر او به عنوان دختر
دوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خیلی از طرفدارن را تسخیر کرده است . محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای نقش در درام محبوب کره ای در نقش یانگوم بسیار افزایش یافت.
این درام آن قدر موفق بود که بسیاری از کشورها پس از پایان مجموعه آن را دوباره به صورت خلاصه پخش کردند .
در هنگ کنگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ در منزل بودند فقط برای تماشای این سریال !
در چین میلیون ها بیننده سریال را میدیدند حتی اگر زمان پخش آن نصف شب بود . بعد از آن " لی یانگ ا " دعوت به بازدید از هنگ کنگ ، سنگاپور ، تایوان ،چین و ژاپن شد .
در 12 سال اخیر برای اولین بار ازدحام جمعیت شگفت انگیز بود . در چین مدرسه ای بعد از اهدای مدرک خلبانی به لی
نام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ ا تغییر داد .
دومین خط هوایی کره جنوبی یعنی ایژیانا برای ترویج و تبلیخ این سریال چهار نقاشی از پرتره لی در سریال تهیه و در بدنه هواپیمایش به نمایش گذاشت .

او در زندگی نامه اش به نام " عهد لی یانگ" در سال 2006 راجع به این که چگونه بازیگر شده است صحبت کرد .
او به یاد آورد که چگونه همکاری اش با اندی لو در سال 1991 برای تبلیغ شکلات باعث ورود او به کار صحنه شد .
در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه حرفه ای برود . از آن پس او برنامه ایفای نقش در کاراکترهای مختلف را تغییر نداد . مانند کاراکترش در سریال جواهری در قصر ( یانگوم ) و بعد از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم "همراهی با بانوی انتقام" .

او گفت چیزی که نمی خواهد هیچ وقت آن را از دست بدهد بازی از ته قلبش است . لی جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم اژدهای آبی در سال 2005 و Beaksang Art Awards در سال 2006 برای فیلم "همراهی با بانوی انتقام"
به دست آورد .
در سال 2006 قراردادی دو ساله با کمپانی LG که کمپانی کره ای محصولات الکترونیکی است بست که مدل تبلیغاتی برای تمام محصولات الکترونیکی LG باشد . ضمن بستن این قراردادها او تورهایی ترویجی را به کشورهای آسیایی برگزار خواهد کرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:31  توسط سبحان | 

كاترین بل

14 آگوست 1968 لندن انگلستان

كاترین بل

14 آگوست 1968 لندن انگلستان

كاترین لیزا بل در شهر لندن به دنیا آمد ولی اقامت او در كشور انگلستان كوتاه بود و تنها وقتی 2 سال داشت همراه با مادر ایرانی اش به كالیفرنیا برای زندگی دایم نقل مكان كردند.در سنین جوانی در تبلیغهای تجاری بازی می كرد. مدتی در رشته UCLA تحصیل كرد ولی در آن موفق نبود و به كشور ژاپن رفت و در آنجا مدل شد ، سپس به مكزیك رفت و در آنجا دوباره مشغول بازی در تبلیغات تجاری شد و در سال 1992 اولین بازیگری حرفه ای خود را تجربه كرد و در همین فیلم با همسر آینده خود اشنا شد و در حال حاضر همراه با تنها دخترشان در اطراف لوس آنجلس زندگی می كنند.

كوتاه اما خواندنی از كاترین

مدتی در vشته UCLA تحصیل می كرد و در كودكی آرزو داشت كه  جراح یا مهندس ژنتیك بشود.

او زبان فارسی را به خوبی زبان انگلیسی صحبت می كند

او دختر فعالی است و ورزشهای مورد علاقه او كیك بوكسین و اسكی می باشد.

وقتی 20 سال داشته مبتلا به سرطان تیرویید می شود و تحت عمل جراحی قرار می گیرد و غده تیرویید خودش را خارج می كند و جای زخم آن بر روی گردنش هست

dgh

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:29  توسط سبحان | 
تاریخ تولد: 20 ژوئن 1967

محل تولد: هاوایی

بازیگری که توانست سالهای حضور پر تره مانند خود را در آثاری درخشان حفظ کند و در زندگی واقعی با کوشش فراوان از زیر سیطره عنوان همسر تام کروزخلاص می شود . اواخر دهه نود را در حالی سپری می کند که احترام بسیاری از سوی منتقدین و تماشاگران نصیبش شده بود . با قدی بلندتر از حد مجاز یک بازیگر زن و موهایی قرمز ، اولین استرالیایی خانمی است که توانست مورد توجه تماشاگران آمریکایی قرار بگیرد و این اتفاق با روزهای تندر در سال 90و در کنار تام کروز افتاد. اما آنچه نامش را مطرح ساخته درخشان گاس ون با عنوان مردن برای ... در سال 95 بود که در آن نقش زنی که در راه رسیدن به خواسته هایش هر کاری می کند ، هوش و استعداد فراوانی را به نمایش می گذارد.

اگر چه او را یک استرالیایی می خوانند ولی در واقع متولد هونولولو در هاوایی است ، نیکول در 20 ژوئن 1967 به دنیا آمد ، خانواده اش که در جزیره سکونت داشتند به خاطر پروژه های تحقیقاتی پدر نیکول که بیوشیمیست بود به واشینگتن دی سی عزیمت می کنند و سه سال همانجا می مانند . پس از پایان کار پدر، نیکول و خانواده اش شامل مادرش که پرستار و ویراستار بود و برادر کروچکترش به استرالیا می روند. او در حومه لانگ ویل بزرگ می شود ، یک منطقه متوسط ،عشق به هنر و مخصوصا رقص وتئاتر از همان کودکی در وجود کیدمن بود . سه سال داشت که تحت آموزش باله قرار می گیرد و اولین بازی خود را در یک نمایش محلی ارائه می دهد و درحالی که فقط شش سال داشت تا سن ده سالگی به آموزش بازیگری در مدرسه درام می پردازد و برای این کار وارد مدرسه نمایش سنت مارتین در ملبورن می شود و مدرسه تئاتر فیلیپ استریت در سیدنی می شود.

در هر تستی که شرکت می کرد به خاطر قد بلندش او را رد می کردند ولی سرانجام موفق شد که یک نقش حرفه ای در کریسمس بوش (1983) به دست بیاورد . در حالی که فقط 14 سال داشت . این فیلم تلویزیونی درباره گروهی بچه است که در پی یافتن اسب دزدیده شده اشان یک تیم تشکیل می دهند . این فیلم با نقش دیگری در فیلم ماجراجویانه سارقین بی ام ایکس و چند کار دیگر ادامه پیدا می کند . اولین نقش اصلی او وقتی شکل گرفت که در ویتنام درخشید . یک مینی سریال به کارگردانی جان دویگان و کیدمن می توانست به خاطر جان بخشیدن با کارکتر یک دختر مدرسه ای بازمانده از جنگهای ویتنام سالهای 60 نقدهای مثبتی فراوانی دریافت کند .او موفق می شود تا یک کارگزار آمریکایی پیدا کند و این فرصتی می شود تا درهای پیروزی به سویش باز شود . در 1989 کیدمن نقش محوری دیگری در ساخته فلیپ نویس با عنوان آرامش مرده به عهده می گیرد و یک تریلر روانشناسانه درباره زوجی (نیکول و سام نیل) که توسط بازمانده یک کشتی غرق شده که نقش اش را بیلی زین ایفا می کرد به گروگان گرفته می شوند . فیلم به او کمک می کند تا خود را در سن 19 سالگی به عنوان یک هنرپیشه معروف قابل اعتماد و اعتنا تثبیت کند . همان سال بازی در یک کار تلویزیونی به نام بانکوک هیلتون شهرتی دو برابر پیدا می کند و این بار ایفا گر نقش زن حوانی بود که به خاطر حمل مواد مخدر در زندان تایلند حبس می شود . تا اینجا کار توانسته بود که در استرالیا رشد قابل توجهی داشته باشد . اما احتیاج داشت تا شهرت خود را به آن سوی اقیانوس نیز برساند، در سال 1989 به عنوان نقش مقابل تام کروز در اولین حضور آمریکایی اش یعنی روزهای تندر به کاگردانی تونی اسکات انتخاب می شود .فلیم درباره یک راننده مسابقات اتومبیل رانی (کروز) که کیدمن در آن نقش پرستاری که عاشق اش می شود را ایفا می کرد. نه تنها کار به موفقیت می رسد بلکه باعث می شود تا او به همسرآینده اش (تام کروز) نیز آشنا شود و سرانجام در دسامبر سال 90 باهم ازدواج کردند. به دنبال آن نقش مقابل داستین هافمن در بیلی باتیگت (91) به دست می آورد و همین طور نقش یک دختر دانشجو در Flitting بازی می کند. که ساخته موفق دیگری از جان دویگان بود. کیدمن و کروز برای دومین بار کار مشترک خود را در دور و دورتر (92) همراه می شوند و علی رغم همه جنجالهای پیرامون زندگی اشان و فیلمبرداری درخشان اثر ، کار شکست می خورد و نیکول به پروژه های کم اهمیت تری چون مالیک و زندگی من (هردو در سال 93) راه پیدا می کند . بتمن برای همیشه در سال 95 که در آن نقش عشق قهرمان اثر را بازی می کرد یک موفقیت دور از انتظار بود و از اینجا حرفه او و کار کیدمن جدی گرفته می شود . نیکول سرانجام با ساخته زیبای گاس ون سنت در سال 95 با عنوان مردن برای ... آن پرتره همیشگی دختر و یا بهتر بگویم عروسک پشت پرده را می شکند و نقدها و جوایز فراوانی را به خود اختصاص می دهد . بازی اش در نقش ایزابل آرچر در اقتباس سینمایی جین کمپیون از توماس هنری جیمز با نام « پرتره ای از یک بانو» از او تصویری درخشان به عنوان یک هنر پیشه قابل احترام ترسیم می کند . پس از آن مقابل جرج کلونی در فیلم پر هزینه صلح ساز (97) ایفای نقش می کند و همینطور مقابل ساندرا بولاک در کمندی و فانتزی جادوی عمل بازی می کند که هر دو به آثار پر فروش بدل می شوند. در سال 1999 در فیلمی بازی می کند که تا به امروز هیچ اثری نتوانسته بحث و جدل و همپای آن را ایجاد کند . فیلم آخرین ساخته استنلی کوبریک فقید «چشمان کاملا بسته» بود که آخرین حضور مشترک تام و نیکول نیز به شمار می رفت . خارج از دنیای فیلم اما رابطه کروز و کیدمن تیره شده بود و سرانجام اقدامی غیر قابل باور پس از یک دهه از هم جدا می شوند . کیدمن پس از جدایی از کروز در آثار با ارزشی چون دیگران و ساعتها را به کارنامه اش اضافه کرد و در نیمه آخر دهه نود و اوایل سالهای هزاره جدید به یک چهره استثنایی مورد توجه همزمان منتقدین و سینماروها بدل شد.

مادر شدن را دوست دارد

هنرپیشه سی و نه ساله هالیوود می‌گوید امیدوار است با این ازدواج بتواند این فرصت را به دست آورد كه برای نخستین بار صاحب فرزند شود. كیدمن و تام كروز دو فرزندخوانده به نام‌های (ایزابلا) سیزده ساله و (كانر) یازده ساله دارند. آنها هیچ وقت نتوانستند خود بچه‌دار شوند. بعضی‌ها می‌گویند نیكول در مدت زندگی مشترك خود با تام كروز سه بار باردار شد ولی هر بار بی‌هیچ دلیل خاصی فرزندان خود را در دوران بارداری از دست داد. اكنون او امید زیادی دارد كه این بار دیگر ناامید نشود و بتواند برای نخستین بار طعم شیرین مادر واقعی بودن را بچشد.
آنها در پنجمین روز اقامت خود در (بورا بورا) گردشی به اطراف جزیره داشتند و از دیدنی‌های زیبای آنجا از جمله معابد باستانی و ویرانه‌های یك ناو آمریكایی كه ژاپنی‌ها در جنگ جهانی دوم آن را غرق كردند، دیدن كردند. عصر همان روز عروس و داماد جزیره، سوار بر یك قایق كوچك به میان آب‌های اقیانوس رفتند و به كوسه ماهی‌ها غذا دادند. پس از پایان روزهای ماه عسل این زوج هنری تصمیم گرفتند به خانه (كیت) در نزدیكی (ناشویل) در ایالت (تنسی) بروند و در آن جا زندگی كنند. داماد كه خواننده مشهوری است اعتراف كرد كه تصمیم دارد هر چه زودتر برنامه كاری خود را تغییر دهد و دیگر به سفرهای طولانی مدت نرود. او می‌خواهد صفحه‌های موسیقی خود را از این پس در استودیوی خانگی خود ضبط كند.

عدم تغییر در برنامه هنری



ظاهرا كیدمن هیچ تغییری در برنامه‌های آینده خود نداده است ولی به نظر می‌‌رسد كه چندان از ازدواج خود مطمئن نیست. گفته می‌‌شود كیدمن درست قبل از مراسم ازدواج یك پیمان‌نامه را با كیت اربن به امضا رسانده است.
پیمان نامه‌ای كه بیشتر به سود عروس خانم است تا آقای داماد. در این پیمان‌نامه قید شده است در صورتی كه شوهر دوباره به سمت الكل و موادمخدر برود و یا به همسرش به گونه‌ای خیانت نماید، زن حق دارد از او جدا شود و شوهر به سزای عمل ناشایست خود خواهد رسید.نیكول چندی پیش اعتراف كرد كه هنوز عاشق تام كروز است. به نظر می‌‌رسد كه كروز پس از گذشت مدت‌های طولانی از طلاق و جدایی باز هم بر روی او نفوذ دارد. او مدتی پیش از ازدواج به نیكول نصیحت كرد كه دیگر اجازه ندهد این مرد الكلی با او ارتباط داشته باشد و كیدمن بلافاصله به حرف تام كروز گوش كرد و به كیت گفت كه دیگر در حالت مستی نزدیك خانه او نرود .اما ظاهرا نتوانست ارتباط خود را با اربن قطع كند و تنها به این بسنده كرد كه از او بخواهد طرف الكل و مواد نرود. با این وجود این موضوع سبب نگرانی‌های شدید او شد.
تحلیل‌گران هالیوود فكر می‌كنند تنها چیزی كه می‌تواند سبب دوام و بقای این (وصلت ناجور) گردد فقط و فقط به دنیا آمدن یك نوزاد است.
نوزادی كه نیكول مدت‌هاست به آن فكر می‌كند. او خیلی برای این اتفاق عجله دارد زیرا می‌داند به خاطر مشكلاتی كه دارد احتمالا قادر نیست بعد از چهل سالگی بچه‌دار شود و به همین خاطر به شدت در فكر تشكیل خانواده است.
این روزها نیكول برای بازی در هر فیلم خود شانزده میلیون دلار دستمزد می‌گیرد. این در حالیست كه خود او معتقد است بیشتر از اینها ارزش دارد و مدتی پیش مدعی شد باید دستمزد بازی‌هایش 25 میلیون دلار باشد. با این وجود تهیه‌كنندگان هالیوود ادعای او را نادیده گرفتند زیرا نیكول در دو فیلم اخیر خود (همسران استپ فورد) و (افسون شده) بازی چندان جذابی از خود ارائه نداد. با این حال او درآمد خیلی بالایی دارد. گرچه كیدمن در زمینه تبلیغات نیز پولساز است و برای هر پوستر تبلیغاتی خود سه میلیون دلار می‌گیرد.
درآمد كیت كمتر از نیكول است ولی آنچه اهمیت دارد این است كه كیت اربن در آمارگیری جدید به عنوان جذاب‌ترین و محبوب‌ترین خواننده مرد آمریكا انتخاب شده است

wtr

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:28  توسط سبحان | 
 

 جیسون بورن» بازگشت. تعجبی ندارد كه پس از ساخت فیلم های «هویت بورن» و «برتری بورن»، زندگی حرفه ای «مت دیمون» به كلی متحول شود و تهیه كنندگان متقاعد شوند كه با ساخت سومین قسمت از این مجموعه -التیماتوم بورن- می توانند هواداران «جیسون» را راضی تر كنند.

 

 

مت دیمون
 
«جیسون بورن» بازگشت. تعجبی ندارد كه پس از ساخت فیلم های «هویت بورن» و «برتری بورن»، زندگی حرفه ای «مت دیمون» به كلی متحول شود و تهیه كنندگان متقاعد شوند كه با ساخت سومین قسمت از این مجموعه -التیماتوم بورن- می توانند هواداران «جیسون» را راضی تر كنند. بنابراین، «مت دیمون» با بازی دوباره در نقش «جیسون بورن»، یكی از منفورترین جاسوس های تاریخ سینما را به تصویر كشید و تبدیل به ستاره ای بزرگ در هالیوود شد. «هالیوود ریپورتر» با «دیمون» درباره این فیلم گفتگویی انجام داده است.
" طی سالیانی كه نقش یك قاتل فراموشكار را بازی كرده اید، چه چیزهایی آموخته اید
"" درباره بازی در این نقش ها باید بگویم كه ٧ سال از عمرم را روی این فیلم ها گذاشتم. بدون شك «جیسون بورن»، مهم ترین شخصیتی است كه تاكنون بازی كرده ام. شاید فقط حضور در فیلم «ویل هانتینگ خوب» در كنار «بن افلك» را بتوانم با مجموعه فیلم های «بورن» مقایسه كنم. زیرا «ویل هانتینگ خوب» باعث شد من و «افلك» به شهرت برسیم.
" درباره تاثیری كه بازی در این نقش روی كارنامه هنری تان گذاشت، چه نظری دارید
"" به شدت دوست داشتم در این ٣ فیلم، بازی كنم. چون فیلم نامه آنها را دوست داشتم. هر كدام از این فیلم ها، می توانست در گیشه به سختی شكست بخورد و یك «سیریانا»ی دیگر شود. «جورج كلونی» و من هرچه سرمایه داشتیم روی فیلم «سیریانا» گذاشتیم، فیلمی كه به خاطر پیچیدگی مخاطب كمی را جذب كرد. فیلم «مردگان» جدیدترین ساخته «مارتین اسكورسیزی»، جوایز اسكار را درو كرد و در گیشه هم توفیق نسبی به دست آورد. اگر بخواهیم درباره فیلم های اسكورسیزی صحبت كنیم، می بینید كه فیلم های او در گیشه فروش زیادی ندارد. حتی شاهكارهایش مثل «رفقای خوب» و «گاو خشمگین» در گیشه با استقبال چندانی روبرو نشد. اما كار كردن با او و همكاری در خلق یك شاهكار، بیش از موفقیت تجاری فیلم ارزش دارد. من به بازی در آثاری توجه نشان می دهم كه فیلم نامه آنها را دوست داشته باشم و در مجموع بیشتر فیلم هایی را كه كار كرده ام، دوست دارم زیرا در هر یك از آنها اجازه داشتم، خلاقانه كار كنم.
" از نظر زمانی، ساخت «هویت بورن» با «برتری بورن» چه فرق هایی داشت
"" فكر می كنم، تابع شرایط زمانی خود هستند. «هویت بورن» بعد از حوادث ١١ سپتامبر ساخته شد. تمام آن ترس ها، دلهره ها و شرایط بغرنج سیاسی در این فیلم منعكس شد. در عراق، همه چیز در حال تغییر بود و «بورن» این اسطوره آمریكایی، قصد داشت از اشتباه هایش كناره بگیرد و بابت آن ها عذرخواهی كند. او می خواست مسئولیت رفتارش را بپذیرد. حالا شما در «برتری بورن» می بینید كه او هفت تیرش را روی شقیقه كسی كه به او دروغ گفته است، می گذارد و می شنود كه: این كاریه كه بلدی، تو می خواهی زندگی مردم آمریكا را نجات بدهی! و بورن پاسخ می دهد: تو باعث شدی این نمایش مسخره رو راه بیندازم. من حالا فهمیدم كه دیگر نمی خواهم این كار رو ادامه بدم.
" آیا «پل گرین گراس» (كارگردان فیلم) موقع شكل گیری فیلم، با شما در ارتباط بود
"" بله، او كارگردان بسیار متبحری است. در ضمن نویسنده بزرگی است كه قلم بسیار خوبی دارد. فیلم «برتری بورن» اثری جذاب است كه شما داستان را می گویید و شخص دیگری آن را با چیزی كه متصور می شود، می نویسد. هر كارگردانی، قسمتی از وجودش را در یكی از فیلم هایش به نمایش می گذارد و این غیرقابل اجتناب است. ما خیلی خوش شانس بودیم كه «جورج نولفی» را در كنارمان داشتیم. هر روز سر صحنه، روی قسمت هایی كه مربوط به همان روز می شد، كار می كردیم. در حالی كه «جورج» در هتل روی بخش هایی كه مربوط به روز بعد می شد كار می كرد. نمی گویم كار آسانی بود اما با توجه به ٣ نویسنده ای كه روی فیلم نامه كار كرده بودند و خود «پل» كه نگران همه چیز بود، ما با خیال راحت سرصحنه می رفتیم.
" درباره بازی در یك مجموعه فیلم پرفروش دیگر چه فكر می كنید
"" راستش دلم می خواهد در چنین فیلم هایی بازی كنم. همان كسانی كه «دسته یازده نفره اوشن» را نوشتند، فیلم Rounders را هم نوشتند اما من پیشنهاد آنها را نپذیرفتم. «استیون سودربرگ» درباره «اوشن ها» نزد ما آمد و گفت: «می خواهم یكی دیگر بسازم و من گفتم باشد من آماده ام.» اما من فكر نمی كردم این فیلم دنباله دار شود و قسمت های بعدی هم در راه باشد. من فقط حاضرم در دنباله هر فیلم خوبی بازی كنم. همواره دوست دارم با همان افرادی كه در فیلمی موفق همبازی بوده ام، بازی كنم. این فیلم ها چه دنباله دار باشد یا نباشد، بازی در آنها را می پذیرم.
" می خواهید در سینما به چه چیزی مشهور شوید
"" همان كاری كه «بن افلك»، «جورج كلونی» و «كلینت ایستوود» كردند. این ها بازی می كنند، می نویسند، كارگردانی می كنند. من عاشق فیلمسازی هستم و دلم می خواهد یك روز فیلمی را كارگردانی كنم. ظرف ١٠ سال گذشته، كارنامه بازیگرانی را كه كارگردان شدند، بررسی كردم. دیدم چه عالی است كه یك بازیگر، فیلم خودش را كارگردانی كند. من با خیلی از آنها كاركردم. فكر می كنم اكنون وقتش رسیده كه كارگردان شوم، البته قبول دارم به دست آوردن سابقه ای درخشان در این كار سخت است، اما به هر حال سعی خود را می كنم.
" از «جورج كلونی»، دوست قدیمی تان بگویید.
"" «جورج»، آن طور كه می خواهد و می تواند زندگی می كند. با وجود این كه «پاپاراتزیها» -عكاسان مطبوعاتی- او را رها نمی كنند اما او زندگی خودش را دارد. در خانه زیبایش در ایتالیا، دوستانش را جمع می كند. فرد بسیار بخشنده ای هم هست. به عنوان یكی از دوستان «جورج»، فقط باید تلاش كنید دوست او باقی بمانید. این كار بزرگی است. من سعی می كنم در فهرست دوستان او بمانم، چون زندگی عالی او با دوستانش گره خورده است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:26  توسط سبحان | 
 

 جیسون بورن» بازگشت. تعجبی ندارد كه پس از ساخت فیلم های «هویت بورن» و «برتری بورن»، زندگی حرفه ای «مت دیمون» به كلی متحول شود و تهیه كنندگان متقاعد شوند كه با ساخت سومین قسمت از این مجموعه -التیماتوم بورن- می توانند هواداران «جیسون» را راضی تر كنند.

 

 

مت دیمون
 
«جیسون بورن» بازگشت. تعجبی ندارد كه پس از ساخت فیلم های «هویت بورن» و «برتری بورن»، زندگی حرفه ای «مت دیمون» به كلی متحول شود و تهیه كنندگان متقاعد شوند كه با ساخت سومین قسمت از این مجموعه -التیماتوم بورن- می توانند هواداران «جیسون» را راضی تر كنند. بنابراین، «مت دیمون» با بازی دوباره در نقش «جیسون بورن»، یكی از منفورترین جاسوس های تاریخ سینما را به تصویر كشید و تبدیل به ستاره ای بزرگ در هالیوود شد. «هالیوود ریپورتر» با «دیمون» درباره این فیلم گفتگویی انجام داده است.
" طی سالیانی كه نقش یك قاتل فراموشكار را بازی كرده اید، چه چیزهایی آموخته اید
"" درباره بازی در این نقش ها باید بگویم كه ٧ سال از عمرم را روی این فیلم ها گذاشتم. بدون شك «جیسون بورن»، مهم ترین شخصیتی است كه تاكنون بازی كرده ام. شاید فقط حضور در فیلم «ویل هانتینگ خوب» در كنار «بن افلك» را بتوانم با مجموعه فیلم های «بورن» مقایسه كنم. زیرا «ویل هانتینگ خوب» باعث شد من و «افلك» به شهرت برسیم.
" درباره تاثیری كه بازی در این نقش روی كارنامه هنری تان گذاشت، چه نظری دارید
"" به شدت دوست داشتم در این ٣ فیلم، بازی كنم. چون فیلم نامه آنها را دوست داشتم. هر كدام از این فیلم ها، می توانست در گیشه به سختی شكست بخورد و یك «سیریانا»ی دیگر شود. «جورج كلونی» و من هرچه سرمایه داشتیم روی فیلم «سیریانا» گذاشتیم، فیلمی كه به خاطر پیچیدگی مخاطب كمی را جذب كرد. فیلم «مردگان» جدیدترین ساخته «مارتین اسكورسیزی»، جوایز اسكار را درو كرد و در گیشه هم توفیق نسبی به دست آورد. اگر بخواهیم درباره فیلم های اسكورسیزی صحبت كنیم، می بینید كه فیلم های او در گیشه فروش زیادی ندارد. حتی شاهكارهایش مثل «رفقای خوب» و «گاو خشمگین» در گیشه با استقبال چندانی روبرو نشد. اما كار كردن با او و همكاری در خلق یك شاهكار، بیش از موفقیت تجاری فیلم ارزش دارد. من به بازی در آثاری توجه نشان می دهم كه فیلم نامه آنها را دوست داشته باشم و در مجموع بیشتر فیلم هایی را كه كار كرده ام، دوست دارم زیرا در هر یك از آنها اجازه داشتم، خلاقانه كار كنم.
" از نظر زمانی، ساخت «هویت بورن» با «برتری بورن» چه فرق هایی داشت
"" فكر می كنم، تابع شرایط زمانی خود هستند. «هویت بورن» بعد از حوادث ١١ سپتامبر ساخته شد. تمام آن ترس ها، دلهره ها و شرایط بغرنج سیاسی در این فیلم منعكس شد. در عراق، همه چیز در حال تغییر بود و «بورن» این اسطوره آمریكایی، قصد داشت از اشتباه هایش كناره بگیرد و بابت آن ها عذرخواهی كند. او می خواست مسئولیت رفتارش را بپذیرد. حالا شما در «برتری بورن» می بینید كه او هفت تیرش را روی شقیقه كسی كه به او دروغ گفته است، می گذارد و می شنود كه: این كاریه كه بلدی، تو می خواهی زندگی مردم آمریكا را نجات بدهی! و بورن پاسخ می دهد: تو باعث شدی این نمایش مسخره رو راه بیندازم. من حالا فهمیدم كه دیگر نمی خواهم این كار رو ادامه بدم.
" آیا «پل گرین گراس» (كارگردان فیلم) موقع شكل گیری فیلم، با شما در ارتباط بود
"" بله، او كارگردان بسیار متبحری است. در ضمن نویسنده بزرگی است كه قلم بسیار خوبی دارد. فیلم «برتری بورن» اثری جذاب است كه شما داستان را می گویید و شخص دیگری آن را با چیزی كه متصور می شود، می نویسد. هر كارگردانی، قسمتی از وجودش را در یكی از فیلم هایش به نمایش می گذارد و این غیرقابل اجتناب است. ما خیلی خوش شانس بودیم كه «جورج نولفی» را در كنارمان داشتیم. هر روز سر صحنه، روی قسمت هایی كه مربوط به همان روز می شد، كار می كردیم. در حالی كه «جورج» در هتل روی بخش هایی كه مربوط به روز بعد می شد كار می كرد. نمی گویم كار آسانی بود اما با توجه به ٣ نویسنده ای كه روی فیلم نامه كار كرده بودند و خود «پل» كه نگران همه چیز بود، ما با خیال راحت سرصحنه می رفتیم.
" درباره بازی در یك مجموعه فیلم پرفروش دیگر چه فكر می كنید
"" راستش دلم می خواهد در چنین فیلم هایی بازی كنم. همان كسانی كه «دسته یازده نفره اوشن» را نوشتند، فیلم Rounders را هم نوشتند اما من پیشنهاد آنها را نپذیرفتم. «استیون سودربرگ» درباره «اوشن ها» نزد ما آمد و گفت: «می خواهم یكی دیگر بسازم و من گفتم باشد من آماده ام.» اما من فكر نمی كردم این فیلم دنباله دار شود و قسمت های بعدی هم در راه باشد. من فقط حاضرم در دنباله هر فیلم خوبی بازی كنم. همواره دوست دارم با همان افرادی كه در فیلمی موفق همبازی بوده ام، بازی كنم. این فیلم ها چه دنباله دار باشد یا نباشد، بازی در آنها را می پذیرم.
" می خواهید در سینما به چه چیزی مشهور شوید
"" همان كاری كه «بن افلك»، «جورج كلونی» و «كلینت ایستوود» كردند. این ها بازی می كنند، می نویسند، كارگردانی می كنند. من عاشق فیلمسازی هستم و دلم می خواهد یك روز فیلمی را كارگردانی كنم. ظرف ١٠ سال گذشته، كارنامه بازیگرانی را كه كارگردان شدند، بررسی كردم. دیدم چه عالی است كه یك بازیگر، فیلم خودش را كارگردانی كند. من با خیلی از آنها كاركردم. فكر می كنم اكنون وقتش رسیده كه كارگردان شوم، البته قبول دارم به دست آوردن سابقه ای درخشان در این كار سخت است، اما به هر حال سعی خود را می كنم.
" از «جورج كلونی»، دوست قدیمی تان بگویید.
"" «جورج»، آن طور كه می خواهد و می تواند زندگی می كند. با وجود این كه «پاپاراتزیها» -عكاسان مطبوعاتی- او را رها نمی كنند اما او زندگی خودش را دارد. در خانه زیبایش در ایتالیا، دوستانش را جمع می كند. فرد بسیار بخشنده ای هم هست. به عنوان یكی از دوستان «جورج»، فقط باید تلاش كنید دوست او باقی بمانید. این كار بزرگی است. من سعی می كنم در فهرست دوستان او بمانم، چون زندگی عالی او با دوستانش گره خورده است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:26  توسط سبحان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
فال و طالع بینی
جوک و اس ام اس جدید
رازعشق
عکس از تمام هنرپیشه ها وخواننده ها
کدتقلب تمامی بازی های دنیا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1390
آرشیو موضوعی
بیوگرافی ایشواریا رای
بیوگرافی پریتی زینتا
بیوگرافی انیل كاپور
بیوگرافی گوویندا
بیوگرافی بابی دئول
بیوگرافی شاهرخ خان
بیوگرافی امیتا پاچان
بیوگرافی هرتیك روشن
مصاحبه با مت دیمون
بیوگرافی نانسی عجرم
بیوگرافی سلمان خان
بیوگرافی حمید عسکری
بیوگرافی و عکس از سوفیا لورن
بیوگرافی رامبو
بیوگرافی هیفاء
بیوگرافی ابرو
بیوگرافی ابی
بیوگرافیه ریکی مارتین
بیوگرافیه هاده
زندگی نامه حمیرا
شهرام شبپره
بیوگرافی هیچکس
بیوگرافیه رضا پیشرو
تهی
رضایا
یاس
بیوگرافی سیاوش قمیشی
بیوگرافی مدنا
بیوگرافی شکیرا
بیوگرافی البرت انیشتین
بیوگرافی کامران و هومن
بیوگرافی لیلا فروهر
بیوگرافی منصور
بیوگرافی داریوش
بیوگرافی گوگوش
بیوگرافی اندی
بیوگرافی كاریشما كاپور
بیوگرافی كارینا كاپور
بیوگرافی رانی موكرجی
بیوگرافی دیوید کاپرفیلد
بیوگرافی پریتی زینتا
بیوگرافی امیر خان
بیوگرافی انیل كاپور
بیوگرافی گوویندا
بیوگرافی بابی دئول
بیوگرافی شاهرخ خان
بیوگرافی امیتا پاچان
بیوگرافی هرتیك روشن
مصاحبه با مت دیمون
بیوگرافی نیکل کیدمن
بیوگرافی كاترین بل
بیوگرافی لی یانگ (یانگوم)
بیوگرافی مونیكا بلوچی
بیوگرافی از جنیفر لپز
بیوگرافی مگ رایان
بیوگرافی جانی دیپ
بیوگرافی لئوناردو دی كاپریو
بیوگرافی مورگان فریمن
بیوگرافی نیكولاس كیج
بیوگرافی براد پیت Brad Pitt
بیوگرافی بازیگران سریال LOST
بیوگرافی شادمهر عقیلی
بیوگرافی بنیامین
بیوگرافی محسن یگانه
بیوگرافی رضا عطاران
بیوگرافی محمدرضا گلزار
بیوگرافی امین حیایی
بیوگرافی شهاب حسینی
بیوگرافی مهران مدیری
بیوگرافی حمید گودرزی
بیوگرافی حسام نواب صفوی
بیوگرفی بهرام رادان
بیوگرافی خسرو شكیبایی
بیوگرافی سوسانو با بازی هان هی جین
بیو گرافی لیلا اوتادی
بیو گرافی شیلا خداداد
بیو گرافی شقایق فراهانی
بیوگرافی هدیه تهرانی
بیو گرافی لیلا حاتمی
بیو گرافی باران کوثری
بیو گرافی گلشیفته فراهانی
بیو گرافی الیزابت امینی
بیو گرافی آناهیتا نعمتی
بیوگرافی کتایون ریاحی
بیوگرافی(گفت و گو ) الهام حمیدی
بیو گرافی ترانه علیدوستی
بیو گرافی زیبا بروفه
بیو گرافی هانیه توسلی
بیو گرافی نیوشا ضیغمی
بیو گرافی مهناز افشار
بیو گرافی لاله اسکندری
بیو گرافی گوهر خیر اندیش
بیو گرافی شقایق دهقان
بیو گرافی بهنوش طباطبایی
بیو گرافی بهنوش بختیاری
بیو گرافی بهاره رهنما
بیو گرافی الناز شاکر دوست
بیوگرافی افسانه بایگان
عروسی دومین بازیگر مشهور ایرانی در سال 1390
زندگی نامه پر افتخار مرحوم ناصر حجازی
بیوگرافی خواننده تیتراژ سریال مختارنامه
سال تولد و میزان تحصیلات بازیگران معروف ایرانی
زندگینامه شاعر بزرگ ایران زمین سعدی شیرازی
بیوگرافی کامل وخواندنی مهناز افشار
بیوگرافی ثریا قاسمی بازیگر توانای سینمای ایران
بیوگرافی علیرضا واحدی نیكبخت
تاریخ و محل تولد اكثر هنرمندان كشور
زندگی نامه علی اکبر دهخدا
بیوگرافی پرویز پرستویی
بیوگرافی پرستو صالحی
بیوگرافی فرامرز قریبیان
بیوگرافی ابوالفضل پور عرب
بیوگرافی ویشکا آسایش
بیوگرافی گلاب آدینه
بیوگرافی فتحعلی اویسی
بیوگرافی رامبد جوان
بیوگرافی پارسا پیروز فر
بیوگرافی جالب و کامل از حمید لولایی
بیوگرافی امین تارخ
زندگینامه بنیامین
زندگینامه مصطفی زمانی (یوزارسیف)
زندگینامه یكتا ناصر
زندگینامه مهدی سلوكی
پیوندها
کد تقلب تمامی بازی ها
همه چیز در مورد بازی
عشولانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM